السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
113
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
و سيرت و گفتار شبيهترين مردم به پيغمبرت بود بجنگ اين مردم رفت ما هر گاه بديدن پيغمبرت مشتاق ميشديم به اين جوان نگاه مىكرديم پس بفرياد بلند صدا زد اى پسر سعد خدا رحم تو را قطع كند همچنان كه رحم مرا قطع كردى على عليه السّلام بجانب لشكر شد و جنگ سختى نمود و عدّهاى را كشت و به نزد پدرش بازگشت و عرض كرد : پدر جان تشنگى بجانم آورد و از سنگينى اسلحهء آهنين سخت ناراحتم آيا جرعهء آبى فراهم مىشود ؟ حسين عليه السّلام بگريه افتاد و فرمود اى امان ، پسر جانم كمى هم بجنگ ادامه بده ساعتى بيش نمانده است كه جدّت محمّد را ملاقات كنى او با كاسهاى لبريز از آب تو را سيراب خواهد كرد آبى كه پس از آشاميدن آن هرگز تشنه نخواهى شد پس آن جوان بميدان بازگشت و كارزار عظيمى نمود تا آنكه منقذ بن مرّة عبدى لعين تيرى بسوى او پرتاب نمود و از